الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
141
كتاب النكاح ( فارسى )
ندارد ، بنابراين و لو معيار عجز مطلق است ولى عجز در مورد زوجه اماره است ، مگر اين كه خلاف آن ثابت شود . الامر الثالث : عنن اسباب مختلفى دارد : 1 - نقص در خلقت . 2 - بعضى از امراض ( مثلًا اگر بيمارى ديابتش شديد شود در بعضى از افراد توليد اين عيب مىشود ) . 3 - قطع نخاع . 4 - سحر يا جادو ، خيلى از سحر و جادوهايى كه مردم مىگويند خيالات است ولى ما امكان آن را نفى نمىكنيم . البتّه ممكن است اسباب ديگرى هم مثل كم رويى شديد پيدا شود . آيا بين اين اسباب در حكم شرعى فرقى هست ؟ خير ، چون اطلاقات تعبير عجز و عنن دارد و اين كه سبب آن چيست فرقى نمىكند يعنى ما كارى با علّت نداريم بلكه با معلول ( عنن ) كار داريم . الامر الرابع : اگر يك بار وطى كرده و بعد عاجز شود ، آيا در اينجا خيار ثابت است ؟ مرحوم امام متعرّض اين بحث نشدهاند ولى مرحوم صاحب جواهر و بعضى ديگر متعرّض اين مسأله شدهاند و از كلمات صاحب جواهر استفاده مىشود كه مشهور سقوط خيار است . عبارت مرحوم محقّق در شرايع و عبارت مرحوم صاحب جواهر در ذيل آن چنين است : فلو وطئها و لو مرّة ثم عَنَّ لم يثبت لها الخيار على الأظهر ، صاحب جواهر « الاشهر » را اضافه كرده و مىفرمايد : الأشهر ، بل عن المبسوط و الخلاف لا خلاف فيه خلافاً للمحكىّ عن ابن زهرة و ظاهر المفيد من تخييرها مطلقا ( مرئه خيار دارد چه يك بار مجامعت باشد و چه نباشد ) . « 1 » منشأ اين خلاف ، اختلاف روايات است . از يك سو سه روايت داريم كه هر سه ضعيف است و مىفرمايد اگر يك بار مجامعت كند خيار ساقط است : * . . . عن عبّاد الضبى ( مجهول است ) عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال فى العنين . . . و إذا وقع عليها وقعة واحدة لم يفرّق بينهما . . . « 2 » * . . . عن السكونى ( ضعيف است ) عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال : قال امير المؤمنين عليه السلام من أتى امرأة مرّة واحدة ثم أخذ عنها ( عاجز شد ) فلا خيار لها . « 3 » * . . . عن الحسن بن موسى الخشّاب ( از بزرگان است ) عن غياث بن كلّوب ( مجهول الحال ) عن إسحاق بن عمّار عن جعفر عن أبيه عليهما السلام : أنّ علياً عليه السلام كان يقول : إذا تزوّج الرجل امرأة فوقع عليها وقعة واحدة ثم أعرض عنها فليس لها الخيار لتصبر فقد ابتليت ( ابتلا و آزمايش است ) . . . . « 4 » در مقابل اين روايات دو روايت داريم كه ظاهراً سندش اشكالى ندارد و معارض روايات سهگانهء فوق است : * . . . عن أبى الصباح الكنانى قال سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن امرأة ابتلى زوجها فلا يقدر على الجماع أبداً ( يعنى بعد از زوجيّت ) أ تفارقه ؟ قال : نعم إن شاءت . « 5 » روايت يك اين باب هم همين مضمون را دارد ، و از نظر دلالت هم مىگويد خيار فسخ دارد ، هر وقت باشد چه بعد از يك بار و چه بعد از چند بار ؛ ولى مضمونى را مىگويد كه كسى به آن فتوا نداده است ( در ذيل بحث توضيح بيشتر آن خواهد آمد ) . جمعبندى روايات : روايات سهگانه ضعيف السند ولى معمول بها است ، علاوه بر اين نوعى تضافر هم دارد مخصوصاً كه مرحوم حاجى نورى در مستدرك دو روايت از كتاب جعفريّات شبيه اين سه روايت نقل كرده است پس مجموعاً پنج روايت و متضافر است و ضعف سند مشكلى ايجاد نمىكند ، در مقابل دو روايت ديگر از نظر سند خوب است . جمع دلالى : جمع دلالى بين روايات به اين است كه شخصى كه دفعتاً واحده قادر باشد ، نشانهء اين است كه بيمارى ذاتى ندارد و مشكلى پيدا كرده پس احتمال بهبودى دارد ، و لذا يكى از بزرگان استدلالشان اين بود كه شخصى كه يك بار قادر بوده عنّين نيست و اميد بهبودى دارد ، پس حضرت مىفرمايد اين كه يك بار قادر است اماره و كاشفيّت دارد كه مبتلا به عيب ذاتى نيست و اميد بهبودى دارد . اضف الى ذلك ، كسى نمىتواند به مضمون آن دو روايت فتوا دهد چون « دفعة واحدة » ندارد ، پس ممكن است اگر بعد از ده سال هم شخص مبتلا شود زوجه خيار فسخ داشته باشد كه احدى به اين مضمون فتوا نداده است . نتيجه : دفعة واحدة براى اسقاط خيار كافى نيست ، بلكه اماره است بر اين كه قادر به وطى است .
--> ( 1 ) ج 30 ، ص 326 . ( 2 ) ح 2 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 3 ) ح 4 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 4 ) ح 8 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 5 ) ح 6 ، باب 14 از ابواب عيوب .